سایت تفریحی |همه چی سرا

سایت تفریحی

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
پنج شنبه ۲ خرداد ۱۳۹۸

کتاب محبوب مردی به‌نام اُوه

  • آپدیت
  • دسته بندی : فرهنگ و هنر نویسنده : admin تاریخ : جمعه ۱۶ فروردین ۱۳۹۸

کتاب محبوب مردی به‌نام اُوه

 

نگاهی به داستان «مردی به‌نام اُوه»

موضوع این کتاب، تنهایی انسان معاصر است.

کتاب محبوب مردی به‌نام اُوه

اینکه اثری از ادبیات حوزه اسکاندیناوی که موضوعی غیر از ژانر معمول این منطقه – جنایی و پلیسی- دارد، ظرف مدت کوتاهی در سراسر جهان مورد توجه قرار گرفته موضوعی قابل توجه و بررسی از زوایای مختلف است.

«مردی به‌نام اُوه» رمانی نوشته فردریک بکمن نویسنده سوئدی است که طی یکی دو سال اخیر در زمره پرفروش‌ترین کتاب‌های خیلی از کشورها از جمله ایران قرار گرفته است.

موضوع این کتاب، تنهایی انسان معاصر است. مردی ۵۹ ساله به‌نام اُوه پس از مرگ همسر و به‌دنبال آن بازنشستگی از شغلش خسته و ناامید تصمیم به خودکشی گرفته است. با این توصیف ناگفته پیداست که موضوع رمان بسیار تلخ است.

اما نویسنده ماجرای خودکشی‌های نافرجام این مرد را به گونه‌ای با چاشنی طنز ترکیب کرده که خنده و گریه را در چهره خوانندگانش در هم می‌آمیزد. در واقع «مردی به‌نام اُوه» روایتی طنزآلود از یک رخداد اندوه‌بار است.

اُوه شخصیت اصلی این داستان است. مردی با قلبی مهربان و حساس به تمام مسائل پیرامون که از نگاه دیگران انسانی تلخ و عبوس و منزوی است.

اما همین مرد به ظاهر لجوج و بهانه‌گیر غرق در عشق است و به‌دلیل مرگ همسری که از صمیم قلب به او عشق می‌ورزیده، قصد پایان‌دادن به زندگی خودش را دارد.

رمان، شخصیت‌محور است و خواننده در طول داستان غیر از اُوه به‌عنوان شخصیت اصلی با چند شخصیت دیگر نیز به گونه‌ای آشنا می‌شود که این تعدد شخصیت‌ها نه تنها باعث سرگردانی نشده، بلکه نوع پرداخت ماهرانه، موجب همراهی مخاطب با تک‌تک آنان می‌شود.

از جمله شخصیت‌های مهم این رمان «سونیا» همسر و «پروانه» همسایه اُوه است که اتفاقاً یک زن ایرانی است و شاید یکی از دلایل قرابت خواننده ایرانی با این رمان سوئدی ملیت همین زن نیز باشد.

تأثیری که این دو زن با صفات و اخلاق و روحیات کاملاً متفاوت در زندگی مرد ناراحت قصه می‌گذارند، موضوعی حائزاهمیت است که پرداختن به آن خالی از لطف نیست.

اوه در هفت‌سالگی مادر و در شانزده‌سالگی پدرش را از دست می‌دهد. او شغل پدر را که کار روی ریل‌های قطار است، ادامه می‌دهد و هنگام همین کار یک روز «سونیا» را با کفش‌های قرمز، در حالی که یک کلیپس بزرگ زرد به موهایش زده و سنجاق سینه طلایی رنگی روی لباس دارد، در قطار می‌بیند.

اُوه و سونیا زندگی عاشقانه‌ای را آغاز می‌کنند که تا پایان عمرشان ادامه دارد. وقتی سونیا باردار می‌شود تصمیم می‌گیرند به اسپانیا سفر کنند، در این سفر، اتوبوس دچار حادثه شده و این اتفاق موجب مرگ جنین و فلج شدن سونیا تا پایان عمر می‌شود.

سونیا زنی مهربان و اهل مطالعه است که اتفاقاً غیرعادی بودن این مرد خشن و گستاخ موجب ازدواجش با او شده است.

در واقع او با شناخت کامل از اُوه با او ازدواج کرده و هرگز در خلال زندگی برای تغییر مرد به مسیر مورد علاقه خودش تلاش نکرده است.

همین پذیرش است که باعث جاری بودن مداوم عشق در زندگی آنان است. سونیا زنی قوی است که پس از حادثه تصادف، به زندگی معمولش ادامه می‌دهد.

او تنها داوطلب آگهی فراخوان تدریس به دانش‌آموزان بیش‌فعال است و با ویلچر به مدرسه می‌رود تا به آنان شکسپیر درس بدهد.

این چنین است که اگر کسی از اُوه می‌پرسید قبلاً زندگی‌اش چگونه بوده، پاسخ می‌داد تا قبل از اینکه زنش پا به زندگی‌اش بگذارد اصلاً زندگی نمی‌کرده و از وقتی تنهایش گذاشت نیز دیگر زندگی نمی‌کند.

اوه قصد دارد این دنیا را ترک کند و زودتر پیش همسری برود که عاشقانه او را دوست دارد.

 

اما زن دیگر این داستان یعنی «پروانه» که باردار است و به اتفاق همسر سوئدی و دو دختر سه و شش ساله‌اش در همین ایام ناامیدی با اُوه همسایه می‌شود، تأثیرات مهمی در زندگی او بعد از سونیا می‌گذارد.

حالا اُوه وسواسی سرسخت تغییرناپذیر تحت تأثیر این زن ایرانی و آشنایی با خانواده او نه تنها فکر خودکشی را فراموش می‌کند بلکه وارد زندگی جدیدی می‌شود.

او که همیشه از تغییر انسان‌ها و تبدیل زندگی سنتی به مدرن بیزار بود، تحت ‌تأثیر پروانه و فرزندانش حتی کار با موبایل و رایانه را هم می‌آموزد. پروانه برعکس سونیا که خواهان آرامش و گریزان از جدال و مبارزه است، اهل تسلیم و سکوت نیست.

او در عین مهربانی و توجه به اُوه در مراودات با او نه تنها تسلیم نیست، بلکه در به کرسی‌نشاندن اهداف خود به گونه‌ای که این همسایه یکدنده را مبهوت و البته تابع تصمیمات خود کند مهارت دارد.

او غذای ایرانی می‌پزد و بنا به رسم و رسوم همسایه‌داری ایرانی بارها و بارها مرد لجوج همسایه را نمک‌گیر می‌کند.

توجه پروانه به اُوه نه از جنس سونیا بلکه از نوع تازه توأم با سرسختی است که سرانجام نیز از همین طریق، اُوه را طوری به مسیر جدیدی از زندگی رهنمون می‌کند که اگر زندگی عاشقانه او با سونیا تا ابد نیز ادامه می‌یافت، هرگز منجر به بخش کوچکی از این تغییر هم نمی‌شد.

حوادث قصه، یکی از عناصر مهم آن هستند که با نشان دادن صفات و خصوصیات شخصیت‌ها در پیشبرد و گسترش جهان داستان مؤثرند.

حوادث زنانه رمان «مردی به‌نام اُوه» نیز در روند مناسب این کتاب بسیار اثرگذار بوده است. «ازدواج» به دلیل ایجاد تغییر در مسیر زندگی زنان، یکی از حوادث جذاب این داستان است.

 

سونیا با شناخت کافی و انتخاب قاطع داوطلبانه با اُوه ازدواج می‌کند که حاصل این ازدواج یک زندگی عاشقانه بدون الزام تغییر طرفین و البته پذیرش و احترام به عقاید و عادات و رفتار دیگری است.

پروانه نیز با وجود داشتن همسری دارای اعتماد به نفسِ نه چندان زیاد و به اصطلاح دست و پا چلفتی، از سرزندگی و شادابی برخوردار است که همین رضایتمندی از ازدواج و زندگی است که به او توان ایجاد تغییرات و تأثیرات مثبت در دیگران را داده است.

از دیگر حوادث داستان می‌توان به بحث یادگیری و آموزش اشاره کرد که در زندگی زنان بسیار مهم است.

سونیا با وجود بی‌علاقگی محض اُوه به کتاب، شکسپیر آموزش می‌دهد که در بخش‌هایی از رمان نیز حضور یکی از شاگردان او در زندگی اُوه به میزان اهمیت آموزش توأم با عشق و علاقه اشاره دارد.

سونیا یک آموزش‌دهنده حرفه‌ای از نوع خودش است. در جای دیگر پروانه پر شوق را می‌بینیم که اُوه را به آموزش رانندگی به خودش وامی‌دارد.

پروانه آموزش‌گیرنده باهوشی است که با یک تیر دو نشان می‌زند: یادگیری رانندگی برای خودش و ایجاد حس خوب در اُوه تنها که از شغلش کنار گذاشته شده و احساس بیهودگی می‌کند.

هر چند که آموزش‌گرفتن از این مرد مقرراتی و عبوس سخت باشد، ولی به زحمتش می‌ارزد.

حادثه زنانه دیگر این داستان موضوع فرزند و دلبستگی‌های از این نوع است که وجود آن در هر زن و هر خانواده‌ای طبیعی است.

 

سونیا به دلایلی که اشاره شد، از این موهبت بی‌بهره مانده اما پروانه از طریق فرزندانش فرصت ایجاد ارتباط اُوه با بچه‌ها را برای این مرد تنها فراهم کرده و تجربه جدیدی را برای او رقم می‌زند تا این نیز دلیلی باشد برای درایت او در مسیر تغییر مرد تغییرناپذیر.

بدون تردید هر کتاب خوب به مثابه رسانه‌ای است که بهترین پیام‌های زندگی را به مخاطب منتقل می‌کند. «مردی به‌نام اُوه» به مخاطب پیام عشق خالص و زندگی توأم با رضایت را می‌دهد.

این گونه است که تصمیم به خودکشی مردی به‌دلیل مرگ همسر وفادار و آرام سوئدی، توسط یک زن پر شور ایرانی و البته وفادار نیز، تبدیل به نوع دیگری از زندگی رضایتمندانه می‌شود.


تقی مدرسی و ادبیات ایران

  • آپدیت
  • دسته بندی : فرهنگ و هنر نویسنده : admin تاریخ : جمعه ۹ فروردین ۱۳۹۸

تقی مدرسی و ادبیات ایران

 

تقی مدرسی که بود؟

 

تقی مدرسی ۱۷ مهرماه ۱۳۱۱ در تهران و در خانواده‌ای روحانی به دنیا آمد. او نخستین کتابش را با عنوان «دائم‌الخمر» در سن ۱۳ سالگی نوشت. یک سال بعد هم رمان «سایه‌های وجود» را نوشت؛ اثری که هرگز منتشر نشد.

تقی مدرسی و ادبیات ایران

مدرسی در سال ۱۳۳۲ تحصیلات خود را در رشته پزشکی ادامه داد و از سال ۱۳۳۶ به عنوان سردبیر مجله ادبی «صدف» فعالیت مطبوعاتی‌اش را آغاز کرد. در سال ۱۳۳۸ با پژوهشی درباره مراسم «زار» (پایان‌نامه) از دانشکده پزشکی دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل شد و به ایالات متحده آمریکا رفت. دو سال بعد به عنوان رزیدنتی در رشته روان‌پزشکی دانشکده پزشکی دانشگاه دوک دست یافت.

سال ۱۳۴۳ نیز در رشته روان‌پزشکی نوزادان و کودکان با درجه ممتاز از دانشگاه مک‌گیل (مونترال) فارغ‌التحصیل شد. او در سال ۱۳۴۳ با آن تیلر، رمان‌نویس آمریکایی، ازدواج کرد.

آثار این نویسنده عبارت‌اند از: «یکلیا و تنهایی او»، «شریفجان شریفجان»، «کتاب آدم‌های غایب» و «آداب زیارت».

 

محمدعلی سپانلو درباره تقی مدرسی می‌نویسد: «روند داستان‌نویسی تقی مدرسی شامل دو دوره متفاوت است و مهاجرت تقی مدرسی نیز معیار و مرز جداکننده این دو دوره از یکدیگر است.

تقی مدرسی به سال ۱۳۳۴ اولین اثر خود را منتشر می‌کند، رمانی با عنوان «یکلیا و تنهایی او» که با نوعی نگاه اسطوره‌وار و برداشتی از داستان‌های عهد عتیق، زبانی توصیفی، محکم و زیبا و نیز روایتی منظم و منسجم نوشته شده است. نویسنده در همان ابتدای نویسندگی‌اش با یک نقطه اوج مواجه می‌شود؛ نقطه اوجی که نه تنها نام او را در ادبیات سال‌های دهه سی بلکه در کل تاریخ صدساله داستان‌نویسی ایران تا به امروز تثبیت می‌کند.

 

این کتاب او کلیتی جهان – انسان‌شناختی را فارغ از هرگونه نگاه جامعه‌شناختی در قالب موضوعی بر مبنای اسطوره‌های کتاب مقدس (عهد عتیق) روایت می‌کند، آن هم در سال‌هایی که جامعه ایران همواره در حال تغییر و تحول بوده و می‌توانسته موضوع‌ها و مضمون‌های متعدد و متنوعی را به هنرمند و روشنفکر زمانه‌اش پیشنهاد کند.

با همه این احوال، تقی مدرسی به دور از تمام این اتفاق‌ها و جدال‌ها «یکلیا و تنهایی او» را می‌نویسد که از نظر موضوع محتوا و فرم با آن همه فراز و فرود در جامعه دهه سی نشان‌دهنده جسارت تقی مدرسی است، همان جسارتی که بورخس هم در آثارش از خود نشان می‌دهد. دوران اول نویسندگی تقی مدرسی در همین رمان «یکلیا و تنهایی او» است.

در نهایت پس از این‌که تقی مدرسی «یکلیا و تنهایی او» را می‌نویسد به آمریکا می‌رود؛ بنابراین تقی مدرسی یک نویسنده مهاجر است، پس مسلماً با فضای فرهنگی سیاسی و اجتماعی آن سال‌ها آشنایی دارد و همین آشنایی و ذهنیت اوست که قلم مدرسی را در آفرینش باقی آثارش در دوران مهاجرت و اقامت او در آمریکا با خود درگیر می‌کند. یعنی دقیقاً مسیری متفاوت با آن‌چه در آفرینش «یکلیا و تنهایی او» در پیش گرفته بود.

با توجه به این نکته آیا باید تقی مدرسی را یک نویسنده نوستالژیک به حساب بیاوریم و یا این که بگوییم او هم گرفتار غم غربت شده است؟

به هر حال هر سه اثر او «شریفجان شریفجان»، «کتاب آدم‌های غایب» و «آداب زیارت» پیوند نمایان‌تری را با جامعه برقرار می‌کنند.

 

تقی مدرسی هم در فرم و هم در محتوای هر سه این آثار به کلی با رمان «یکلیا و تنهایی او» فاصله می‌گیرد و ادبیات دیگری را تجربه می‌کند. زبان، شیوه روایی، معماری و نظام متن‌ها و نیز موضوع و محتوای داستان‌ها همگی در تقابل با اثر اول نویسنده حرف دیگری را می‌زنند. لذا مدرسی وارد مرحله دوم نویسندگی خود می‌شود.»

اما رمان «آداب زیارت» تقی مدرسی درباره جنگ است و در این رمان جنگ به شکل محوری و مرکزی نمود نیافته است.

 

محمد حنیف درباره «آداب زیارت» می‌نویسد: ««آداب زیارت» گرچه در قالب داستانی واقع‌گرایانه پرداخت شده است، اما با نگرشی به تاریخ گذشته ایران و جنگ‌های ایران و یونان و لشکرکشی‌های عظیم دریایی و همین‌طور با اشاره‌های گاه و بی‌گاه به مانویت، به یک رمان سمبولیک نزدیک می‌شود.

هادی بشارت، درست در لحظاتی که از وضع موجود خسته می‌شود، به گذشته‌های خود پناه می‌برد و هنگامی که ضعف و ناتوانی وطن را در مقابله با مشکلات کوچک داخلی می‌نمایاند، جنگ‌های بزرگ ایران و هخامنشی را با یونانی‌ها به یاد می‌آورد.

«آداب زیارت» رمان شخصیت است و کم‌تر از حادثه و بحران سود می‌جوید. با این حال، جز هادی بشارت و نیلی، بقیه شخصیت‌ها کم‌رنگ هستند و خود را نشان نمی‌دهند. بی‌اطلاعی نویسنده و در نتیجه اشتباه وی از کارکرد نهادهای دینی در ایران نیز از دیگر عیوب رمان به شمار می‌رود.

به عنوان مثال، هادی بشارت در بخشی از داستان فریاد می‌کشد: «مرا ببرید به مسجد، می‌خواهم حاکم شرع را ببینم.» در حالی که هر آدمی چون هادی بشارت که عمرش را در کتابخانه خصوصی خود گذرانده و فقط اخبار رادیو را شنیده است باید بداند که مسجد، محل کار حاکم شرع نیست.

غیرقابل کنترل بودن نیلی و توانایی ورودش به مکان‌های مورد نظر هم از دیگر عیوبی است که داستان را از حقیقت‌مانندی دور می‌کند. معلوم نیست چگونه نیلی می‌تواند از درهای قفل‌شده بگذرد و معلوم نمی‌شود چگونه غیبت طبیعی او می‌تواند باعث دلهره و اضطراب برادرش احمد بیات شود.»

پی‌نوشت: مطالب نقل‌شده از کتاب‌های «نویسندگان پیشرو ایران» نوشته محمدعلی سپانلو و «جنگ از سه دیدگاه» (نقد و بررسی ۲۰ رمان و داستان جنگ) نوشته محمد حنیف هستند.


مشهورترین نقاشی‌های سهراب سپهری

  • آپدیت
  • دسته بندی : فرهنگ و هنر نویسنده : admin تاریخ : چهارشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۸

مشهورترین نقاشی‌های سهراب سپهری

سهراب سپهری را این روز‌ها گران‌قیمت‌ترین نقاش ایران می‌دانند؛ همین چند ماه پیش بود که برای یکی از تابلوهایش بالای پنج میلیارد تومان در حراج تهران چکش زده شد. او از کودکی به نقاشی علاقه داشت و حتی برای این علاقه‌اش در مدرسه کتک هم خورد در این مسیر تحصیل و سفر کرد و نمایشگاه برگزار کرد.

 

مشهورترین نقاشی‌های سهراب سپهری

 سپهری یک مسافر بود و در سفرهایش به شرق و غرب از فرهنگ‌ها و آیین‌های مختلف تاثیر گرفت. تاثیرات این فرهنگ‌ها در بوم‌های نقاشی و اشعار او مشهود است. او درباره نقاشی فرانسوی، خوشنویسی ژاپنی و بودیسم مطالعه گسترده داشت.

سهراب سپهری را این روز‌ها گران‌قیمت‌ترین نقاش ایران می‌دانند؛ همین چند ماه پیش بود که برای یکی از تابلوهایش بالای پنج میلیارد تومان در حراج تهران چکش زده شد. او از کودکی به نقاشی علاقه داشت و حتی برای این علاقه‌اش در مدرسه کتک هم خورد در این مسیر تحصیل و سفر کرد و نمایشگاه برگزار کرد.

جواد مجابی – منتقد هنری، شاعر و نقاش – درباره سپهری می‌گوید: سهراب سپهری تقریبا نقاشی و شعر را با هم آغاز کرد، اما شهرت شاعری او دیرتر و در نیمه دهه ۴۰ با آثاری مانند «حجم سبز» و «صدای پای آب» آغاز شد؛ این در حالی است که او در دانشکده هنر‌های زیبا تحصیل کرد و در دهه ۳۰ نمایشگاه نقاشی برگزاری می‌کرد.

گران بودن آثار سهراب سپهری ساز و کاری است که به حراجی‌ها برمی‌گردد. آن‌ها روی هر کسی دست بگذارند می‌توانند او را به عرش برسانند یا زیر فرش قایم کنند.

فروش بالای آثار نقاشی لزوما به دلیل خوب بودن اثر نقاشی نیست، ما نقاشان ضعیفی داریم که سازمان‌دهندگان حراجی‌ها هنری به کمک مجموعه‌داران و گردانندگان بازار نقاشی تصمیم می‌گیرند برای سود بیشتر آثار آن‌ها گران‌تر به فروش برود.

نقاشی‌های سهراب

سپهری در آثارش متمرکز بر طبیعت است. مطالعات او در مورد مفاهیم ذن بودایی از طبیعت و زندگی به عنوان پایه و اساس شعر و نقاشی اوست. شعر او به زبان‌های بسیاری از جمله انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی، آلمانی، ایتالیایی، سوئدی، عربی، ترکی و روسی ترجمه شده است.

نقاشی‌هایش نیز در مجموعه‌های بزرگ جهان حضور و در نمایشگاه‌های معتبر در معرض دید تماشاگران بوده است.

مجموعه‌ای از نقاشی‌های سپهری مربوط به درختان است. او در این نقاشی‌ها بخشی از تنه درخت را به روی بوم می‌آورد و از نما‌های مختلف به آن می‌پردازد. درختان نماد سستی و ماندگاری در دنیای اویند.

نقاشی‌های سهراب سپهری در موزه‌های جهان

تنه درخت استوارترین بخش درخت است و او با تمرکز بر آن اشاره بر قدرت دارد. شیفتگی او در نشان دادن بخش‌های تنه، به جای مجموع درخت، عمدی بود و بر اصل سیر تکاملی تائو استوار است.

نقاشی‌های سهراب سپهری در موزه‌های جهان

امضای وی بر روی نقاشی‌هایش به نظر مرتضی ممیز جلوه از روحیه فروتنانه و ایرانی‌اش دارد.

نقاشی‌های سهراب سپهری در موزه‌های جهان

در طول عمر خود، سپهری چندین نمایشگاه انفرادی در تهران برگزار کرد، آثار او در نمایشگاه‌های بین‌المللی جهان مانند برزیل، فرانسه، ایالات متحده و هنر بازل نیز شرکت داشته‌اند.

نقاشی‌های سهراب سپهری در موزه‌های جهان

نقاشی‌های سپهری در مجموعه‌های بزرگ بین‌المللی شامل موزه هنر‌های معاصر تهران، موزه هنر متروپولیتن و گالری هنر خاکستری دانشگاه نیویورک حضور دارند.

نقاشی‌های سهراب سپهری در موزه‌های جهان

اگر از آخرین حضور آثار سپهری در کشور‌های دیگر شروع کنیم به دوم فروردین امسال خواهیم رسید. در یکی از معتبرترین حراجی‌های آثار هنری کریستیز دوبی آثار ایرانیان نیز حضور داشتند.

نقاشی‌های سهراب سپهری در موزه‌های جهان

این حراجی «هنر پساجنگ و معاصر» نام داشت. در این حضور، علاوه بر نقاشی‌های سهراب سپهری آثاری از پرویز تناولی مجسمه‌ساز و محمد احصایی خطاط به فروش رسیدند.

نقاشی‌های سهراب سپهری در موزه‌های جهان

در نهمین حراج تهران نیز گران‌ترین اثر نقاشی ایران به سهراب اختصاص پیدا کرد. در ۹ مهر ۱۳۹۷ تابلوی نقاشی سهراب سپهری با قیمت ۵ میلیارد و ۱۰۰ میلیون تومان به فروش رسید.


درباره حضرت مولانا

  • آپدیت
  • دسته بندی : فرهنگ و هنر نویسنده : admin تاریخ : شنبه ۳ فروردین ۱۳۹۸

 درباره حضرت مولانا

 

مولانا؛ آن چه نشان داده ایم

به بهانه بزرگداشت مولانا، نگاهی به آثاری داریم که تا به حال درباره زندگی او ساخته و پرداخته شده است. هرچند روایت ها در هر حوزه ای درباره مولانا می تواند عظیم و موثرتر از چیزی باشد که اینک در چنته ادب و هنر ایران و جهان است.

 درباره حضرت مولانا

اگر  به تقویم تان رجوع کنید، هشتم مهرماه را مصادف با بزرگداشت مولانا می بینید. زندگی و احوالات مولانا شاعر بزرگ و عارف بنام ایرانی، به خصوص دیدارش با شمس تبریزی، بستر بزرگی برای الهام و آفرینش آثار هنری در حوزه های ادبی، موسیقی و نمایشی است.

مولانا به روایت داستان

یک «ملت عشق» و یک مولانا

کتاب «ملت عشق» نام آشنایی برای کتاب بازهاست. کتابی که به واسطه بازآفرینی حکایت شمس و مولانا به قلم الیف شافاک نویسنده ترک و ترجمه ارسلان فصیحی در فهرست کتاب های پرفروش تابستان ۹۷ قرار گرفت. بیست راوی «ملت عشق» را در زمان معاصر (سال های ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ ) در بوستون آمریکا و سال های ۶۳۵ تا ۶۴۸ در قونیه پیش می برند.

عده ای در چند قرن پیش، در شرق و عده دیگری در عصر حاضر در غرب. نویسنده در این کتاب سعی می کند با در کنار هم قرار دادن عشق و عرفان، دلدادگی و رهایی و… را غیر مستقیم در کنار هم بنشاند. این کتاب در ترکیه عنوان پرفروش ترین کتاب تاریخ ترکیه را به خود اختصاص داد و در ایران بیش از ۵۰ بار به چاپ رسید.

 

«دخترخوانده» و مولانا

سعیده قدس موسس یکی از بزرگ ترین موسسه های انسان دوستانه ایران یعنی محک است. نوشتن اولین کتاب او به نام «کیمیا خاتون» به گفته خود او، یک حادثه بوده است. حادثه ای که پس از برخورد با مزاری منتسب به شمس در مولتان پاکستان، برایش جذاب شد و در میان تحقیق ها به زندگی یک بانوی ایرانی به نام کیمیا خاتون رسید.

این کتاب بیشتر به زندگی «کیمیاخاتون» دختر محمد شاه ایرانی و کرا خاتون می پردازد که پس از مرگ شوهرش به عنوان همسر دوم به عقد و ازدواج مولانا در آمده بود و سعی می کند بعد انسانی زندگی مولانا را که در سایه بعد روحانی اش مورد غفلت قرار گرفته است، روشن کند.

 


مولانا به روایت شعر

کیارستمی و «آتش در باد» مولانا

مولانا خود خالق چندین هزار بیت است و عباس کیارستمی نگاهی نو به اشعار ناب او داشته است. او در کتاب « آتش در باد»، ابیاتی از مولانا را طوری کنار هم چیده که به گفته خودش معلوم نباشد قسمتی از آن حذف شده است.

او درباره این کتاب گفته بود: «امیدوارم شما هم وقتی کتاب را می‌خوانید فکر کنید که مولانا این غزل‌ها را دوبیتی یا سه‌بیتی گفته است. نگارش این کتاب هفت سال طول کشید و امیدوارم کسی به من بگوید این کار را به خوبی انجام داده‌ام؛ چون کار سختی بود.»

 


مولانا به روایت موسیقی

«صورتگر»ی مولانا

آلبوم «صورتگر» حکایتی شورانگیز و موسیقایی از زندگی مولاناست. شور این موسیقی را سالار عقیلی با آوازش، امین تارخ با روایتگری اش و علی پژوهشگر با آهنگ سازی خود می سازد. این آلبوم در اصل، داستان عشق به روایت مولاناست که از عشق خاکی تا رسیدن به عشق افلاکی را در برمی گیرد.

پژوهشگر هفت سال برای آهنگ سازی این آلبوم زمان گذاشته و گفته است در روایت های این آلبوم، حسین الهی قمشه ای و علیرضا بدیع مشاوران ادبی اش بوده اند. آلبوم «صورتگر» با ۱۱ قطعه موسیقایی درباره مولانا، تابستان امسال منتشر شد و قرار است در قالب کنسرت در کشورهای خارجی نیز روی صحنه برود.

 

شهرتی به اندازه شکسپیر برای «رومی»

سمفونی «رومی» اسم پروژه‌ای است که شماره یک آن «ناگفته» است. حافظ ناظری فرزند شوالیه آواز ایران، برای ضبط «ناگفته» در شش کشور، پنج هزار ساعت زمان گذاشته است. شهرام ناظری و نوازندگان جهانی بزرگی در ساخت این اثر حافظ را یاری کردند. او در این آلبوم با تلفیق موسیقی شرق و غرب به فرم منحصر به فرد موسیقایی رسیده و خود گفته است: «سمفونی نمایانگر فرهنگ موسیقی غرب و رومی مولانا نمایانگر فرهنگ شرق است.»

این آلبوم زمستان سال ۹۲ در آمریکا منتشر شد. نوازندگان این آلبوم در کل برنده ۳۸ جایزه گرمی شده اند. حافظ ناظری می گوید: تا روزی که مطمئن شود مولانا به اندازه‌ شکسپیر مشهور شده است، این راه را ادامه می دهد.

مولانا « امیربی گزند» چاوشی

غنای شعر مولانا، طرب انگیز است. محسن چاوشی یکی از خواننده هایی است که زیاد به سراغ اشعار مولانا می رود و از خواندن اشعار او و ترکیب آن با صدای خود یک سبک ویژه ساخته است. شش ترانه آلبوم موفق و به یادماندنی «امیر بی گزند» از اشعار مولاناست و در «من خود آن سیزدهم»، سه قطعه نیز از آن اوست. قطعه «برقص آ» نیز یکی از آهنگ های دیگری است که چاوشی برای ساخت آن، شعری از مولانا را خوانده است.

 


مولانا به روایت نمایش

«ساز و آواز و قصه» مولانا

بهمن سال ۸۸ اتفاق تازه ای در آثار الهام گرفته از زندگی مولانا افتاد. تالار رودکی میزبان اپرای عروسکی«مولوی» بود. این اپرا بر اساس اشعار مثنوی معنوی و کلیات شمس نوشته شد و بهزاد عبدی، موسیقی آن را بر اساس موسیقی کلاسیک ایرانی، دستگاه ها و ردیف های آوازی آهنگ سازی کرد. کارگردانی بهروز غریب پور، صدای همایون شجریان در نقش شمس و محمد معتمدی در نقش مولانا و تسلط هر دو به آواز ایرانی جذابیت این اثر را دوچندان کرده است.

ضبط موسیقی اپرای «مولوی» در اوکراین انجام و جالب این که بیش از صد عروسک ریسمانی برای به روی صحنه آمدن این اپرا ساخته شد. نسخه دی وی دی این اپرا در سال ۸۸ و آلبوم صوتی آن در سال ۹۵ منتشر شد.

 


مولانا به روایت فیلم وسریال

«جلال الدین» فاز اول زندگی مولانا

دست سینما و تلویزیون در تدوین و ساخت سریال و فیلم خالی است. دی ماه سال ۹۳ سریالی به نام «جلال الدین» به کارگردانی شهرام اسدی و آرش معیریان پخش شد. این سریال در فاز اول خود، به کودکی مولانا در بلخ که جزئی از ایران آن روزها بوده است، می پرداخت. این سریال هنگام پخش مورد اقبال چندانی قرار نگرفت.

«دی کاپریو» غربی به جای « مولانا»ی شرقی

فرازهای زندگی مولانا دست مایه خوبی برای فیلم نامه نویس هاست اما کمتر کارگردان و فیلم نامه نویسی به سراغ آن رفته است. البته چند سال پیش، «دیوید فرانزونی» فیلم نامه نویس«گلادیاتور» از ساخت فیلم زندگی «مولانا» شاعر و عارف بنام ایرانی خبر داد. البته این خبر به اندازه خبر بازی « لئوناردو دی کاپریو» در نقش مولانا، جنجال به راه نینداخت. جالب این که ترکیه هم قرار است در ساخت این فیلم با هالیوود همکاری کند اما گویا هنوز این فیلم در مرحله پیش تولید است. به هر حال هنوز دست سینماگران ایرانی از ساخت فیلمی درباره مولانا خالی است.



تبلیغات متنی