سایت تفریحی |همه چی سرا

سایت تفریحی

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
پنج شنبه ۲ خرداد ۱۳۹۸

رابطه قند خون و دعواهای زناشویی

رابطه قند خون و  دعواهای زناشویی

پژوهش جدید محققان دانشگاه اوهایو نشان داده که کاهش قند خون می‌تواند احتمال بروز عصبانیت و دعوا در میان زوج ها را افزایش دهد.

رابطه قند خون و  دعواهای زناشویی

کاهش قند خون می‌تواند منجر به احساس اضطراب و کج‌خلقی با علائمی همچون تعرق کف دست، ضربان قلب افزایشی، سرگیجه، گرسنگی شدید و دیگر علائم شود.

محققان برای بررسی تاثیر گرسنگی و سطوح پائین قند خون بر احتمال دعواهای زناشویی از ۱۰۷ زوج در پژوهش خود استفاده کردند. در یک دوره ۲۱ روزه از زوج ها خواسته شد تا عصبانیت خود را بر سر عروسکی که نشانگر همسر آنها بود، خالی کنند. آنها در انتهای روز اجازه داشتند تا از صفر تا ۵۱ سوزن را در نمایش عصبانیت خود از همسر واقعی خود در هر نقطه از بدن عروسک فرو کنند.

در همین حین، سطح قند خون آنها نیز اندازه‌گیری می‌شد.

محققان دریافتند که سطوح پائین قند خون بطور نزدیکی با افزایش تعداد سوزن های وارد شده در بدن عروسک ها ارتباط داشت.

در پایان این دوره، زوجها مجددا مورد آزمایش قرار گرفته و از آنها خواسته شد در یک بازی ساده دکمه‌ای که زمان واکنش را آزمایش می‌کرد، در برابر هم قرار بگیرند.

برندگان اجازه داشتند برد خود را با صدای بلند در گوشی همسر خود فریاد بزنند. در واقعیت، زوج‌ها با یکدیگر بازی نمی‌کردند، بلکه یک برنامه رایانه‌ای به آنها اجازه می‌داد تا در نیمی از موارد برنده شوند. هر زوج در زمان برنده شدن می‌توانست میزان بلندی صدا برای فریاد کشیدن بر سر همسر خود را انتخاب کند.

در اینجا نیز میزان پایین تر قند خون در افراد، صداهای بلندتر را که تنبیه شدیدتری برای بازنده فرضی بود به دنبال داشت.

دلیل این امر، نیازمند بودن مغز در زمان گرسنگی است. انسانها برای عملکرد مناسب، باید انرژی زیادی را برای این عضو تامین کنند.

اگرچه مغز تنها دو درصد از وزن بدن را در اختیار دارد، اما حدود ۲۰ درصد از کالری کلی بدن را می‌سوزاند.


درمان افسردگی با شعر

  • آپدیت
  • دسته بندی : روانشناسی نویسنده : admin تاریخ : دوشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۷

درمان افسردگی با شعر

گفتن حرف دل باعث می شود که کمتر و دیرتر به افسردگی دچار شویم ، شعر گفتن یکی از روشهای بیان حرف های نهان شده در کلبه دل است .

درمان افسردگی با شعر

کسانی که در زندگی با شعر و موسیقی سر کار دارند به ندرت به افسردگی دچار شده اند ، افسردگی یک بیماری روحیست بنابراین باید از هر آنچه که کمک به شادابی و نوازش روح می کند یاری جست و شعر یکی از این موارد است.

شعر از جمله هنرهای هفت­گانه است و منتقدان همواره به جایگاه زیبا شناختی آن توجه نشان داده ­اند . در حوزه شعر ، درمانگری بزرگ‌ ترین دستاورد علمی ادبیات در عصر جدید است .

شعر درمانی به‌ مانند درمانی نو پا برای بیماران افسرده در امریکا آغاز شد و به نتایج مفیدی دست پیدا کرد . در پژوهشی که این مقاله دستاورد آن است ، به‌شیوه ه­ای متفاوت ، به شعر درمانی پرداخته شده است .

جامعه آماری ٣٠ نفر از بزرگسالانی هستند که در هشت جلسه درمانی حضور یافتند . انتخاب اشعار با توجه به مضامین بحث­ برانگیز صورت گرفت .

با انجام پیش ­آزمون و پس ­آزمون افسردگی مشخص شد که :

زنان و مردان افسرده در برابر شعر رفتار اثر بخشی از خود نشان می‌دهند . اشعاری که مضامین چالش­ برانگیز دارند قدرت تنش­ زدایی از افراد افسرده را دارند . مردان نسبت به زنان واکنش بهتری به درمان‌ِ با شعر نشان می­دهند .

شعر در افزایش میزان خوش­بینی زنان و مردان تأثیرگذار است . به‌نظر می­رسد پژوهش بیشتر درباره شیوه خوانش و هنر بیان‌ِ شعر فارسی و معرفی این گونه درمانی مهم در جهان به نهادینه‌ ساختن آن در مراکز درمانی‌ ـ‌ بهداشتی کشور کمک خواهد کرد.

عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی تهران شرق با اشاره به اهمیت شعر درمانی در دنیای امروز اظهار داشت : امروزه شعر درمانی با نمایش درمانی در دنیا از اهمیت ویژه ای برخوردار است ، اما متاسفانه در کشور ما جای این دانش خالی است و از آن غفلت کرده ایم .

آیا می‌دانید افسردگی چیست ، چه علائمی دارد و چگونه درمان می‌شود؟

افسردگی یکی از شایع‌ترین اختلالات روانی است که به احساس غم یا تجربه‌ی بحران‌های زندگی محدود نمی‌شود و به تشخیص زود هنگام و اقدامات درمانی مناسب نیاز دارد .

چنانچه این بیماری در مراحل اولیه تشخیص داده شود ، فرد بسته به تجویز پزشک از طریق دریافت دارو ، شرکت در جلسات روان‌ درمانی یا حتی تغییرات سبک زندگی به میزان قابل‌ توجهی بهبود خواهد یافت .

اما اگر هیچ اقدامی جهت مداوای این بیماری انجام نپذیرد ، می‌تواند پیامدهای فاجعه‌ باری را نه تنها برای خود فرد بلکه برای همه‌ی اعضای خانواده رقم بزند .

یکی از مشکلات روحی و روانی که گاهی انسانها به آن دچار می شوند افسردگی است. افسردگی (depressive) نوعی اختلال روانی است که در آن خلق شخص آشفته می شود . اصطلاح افسردگی اغلب برای بیان اندوه عمیق به کار می رود .

این بیماری با ناامیدی ، بدبینی و بی انگیزگی نسبت به زندگی ظاهر می شود . این عارضه روانی هم زمینه ارثی دارد و هم عوامل محیطی در ایجاد آن موثرند . مکانیسم ایجاد آن به طور کامل روشن نشده است ، اما احتمالا به افزایش یا کاهش مواد شیمیایی خاصی به نام “نو رو ترانستیرها” درسیستم اعصاب و به طور خاص در مغز مربوط می شود .

 

در تمامی جوامع دنیا ، زنان بیش از مردان دچار افسردگی می شوند . این اختلاف می تواند ناشی از عوامل گوناگون زیستی ، روان شناختی ، محیطی ، فرهنگی و یا ترکیبی از آنها باشد . به لحاظ زیستی این اختلاف ممکن است به علت مصرف داروهای رژیمی ، آرام بخش ها ، قرص های ضد بارداری ، مصرف دخانیات و الکل باشد که میزان ترشح انتقال دهنده های عصبی را مختل می کند.

از طرف دیگر ، زنان ممکن است به دلیل تداخل عمل هورمون های جنسی بدن شان مستعد ابتلا به افسردگی باشند . به لحاظ روان شناختی نیز این احتمال وجود دارد که زنان تمایل بیشتری دارند که مشکلات خود را بپذیرند و درصدد درمان آنها برآیند .

به لحاظ فرهنگی و اجتماعی نیز زنان بیشتر از مردان می کوشند تا ارتباط خود را با دیگران توسعه دهند و حفظ کنند ، اما در فرهنگی که به استقلال و خودکفایی بها می دهد ، تمایل به دلبستگی نوعی ضعف تلقی می شود و همین امر ، یعنی نا هماهنگی بین رفتارهای زنان و ارزش های فرهنگی منجر به کاهش عزت نفس و حس ارزشمندی در زنان می شود.

در برخی موارد نیز این طور به نظر می رسد که زنان بیش از مردان علایم و شکایات خود را از افسردگی بیان می کنند و یا آنکه مردان در برابر مشکل افسردگی خود بیشتر مقاومت می کنند و راه حل های دیگری غیر از مراجعه به پزشک برای درمان خود بر می گزینند.

به لحاظ محیطی نیز ، زنان بیش از مردان در معرض انواع استرس ها و اضطراب هایی قرار می گیرند که تاثیر خود را بر سیستم عصبی آنان و هورمون های بدن شان می گذارد . تجربه های روزمره نیز می توانند همچون شوک ها و فشارهای عصبی مولد استرس باشند و موجب ابتلای افسردگی بیشتر در زنان – نسبت به مردان- شوند.

افسردگی بر جسم و ذهن فرد تاثیر می گذارد . فرد افسرده احساس درماندگی ، ناامیدی و یأس فراوان می کند . او علاقه اش را به تمامی فعالیت هایی که موجب شادمانی اش می شود به تدریج از دست می دهد ؛ میل به خوردن در او کاهش می یابد ، دچار بی خوابی می شود ، تمرکز حواس و توجه اش را نسبت به امور عادی روزانه از دست می دهد و در بدترین حالت به مرگ و نیستی فکر می کند.

افسردگی دارای طیف وسیعی از خلق پایین تا افسردگی مزمن است . افسردگی مزمن دارای علایمی از کمبود انرژی و توان جسمانی ، بدبینی ، حس عدم ارضا و احساس ناامیدی شدید است .

فردی که از افسردگی شدید در رنج است ، ممکن است در طول یک سال دو بار تجربه افسردگی کوتاه مدت داشته باشد . پژوهشگران دریافته اند ، زنانی که دچار افسردگی مزمن می شوند ، بیشتر در معرض خطر پوکی استخوان قرار می گیرند ، زیرا مجبور به مصرف داروهایی هستند که بر بافت استخوانی آنها تاثیری منفی می گذارد .


راه ساده برای رهایی از عذاب وجدان

راه ساده برای رهایی از عذاب وجدان

 

عذاب وجدان یکی از آن مواردی است که بسیاری از ما بارها و بارها به آن دچار شده ایم و در زندگی آنرا تجربه کرده ایم .

عذاب وجدان : آیا شما احساس گناه می کنید؟

احساس گناه و عذاب وجدان حسی است همراه با اضطراب و نگرانی، که در خیالاتمان در مورد کاری که می توانستیم انجام دهیم، ولی در انجام آن کوتاهی کرده ایم یا اینکه به نحو احسن آن را عملی نکرده ایم، شکل می گیرد و در این حالت حس نارضایتی و خودخوری تمام وجود ما را در برمی گیرد.

ندایی از درون، شما را سرزنش می کند که به نوعی شاید همان حس مسئولیت پذیری است. این تصورات منفی ذهن شما و عذاب وجدان در وجودتان باقی می ماند و در کوتاه زمانی روح شما را ناتوان و ضعیف می کند، کسانی که در زندگی بطور دائم از احساس گناه رنج می برند، به افسردگی، دلشوره و استرس ناشی از آن دچار می شوند.

دلایل احساس گناه و عذاب وجدان

شما در ضمیر ناخودآگاه خود در مورد موضوعی که در انجام آن کوتاهی کرده اید با خود می گویید که ای کاش تلاش خود را می کردید یا حداقل بیشتر سعی می کردید، همه ی این حالات از احساس ضعف و ناتوانی در شما ایجاد می شود.

  • آیا از این که به کسی کمک نکرده اید عذاب وجدان دارید؟
  • وقتی که دوست داشتید به کسی کمک کنید اما نتواستید و به نوعی فکر می کنید او را تنها گذاشته اید.
  • آیا فکر می کنید که می توانستید بیشتر کمک کنید؟
  • در این حالت با خود می گویید “من به قدر کافی سعی نکردم به او کمک کنم”
  • آیا از اینکه به دیدار کسی نرفته اید عذاب وجدان دارید؟
  • با خود می گویید “ای کاش می توانستم بیشتر به او سر بزنم”
  • آیا زمانی که در انجام کاری اشتباه کرده اید احساس گناه می کنید؟
  • بعضی افراد دائما” اشتباهاتی راکه اصلاً ربطی هم به آنها ندارد را به گردن خود می اندازند و عذاب وجدان تمام وجودشان را فرا می گیرد.
  • اگر کسی به شما بگوید تقصیر شما بوده و می توانستید بهتر این کار را انجام دهید، احساس شرمندگی و گناه می کنید؟
  • در این حالت به دلیل عدم مهارت و توانایی در مورد مسئله ای مورد انتقاد قرار می گیرد.
  • آیا سر کار خود دائماً فکر می کنید همه ی وظایف به دوش شما است و به دلیل عدم انجام کامل آن، عذاب وجدان دارید؟ این حالت بیشتر وقتی است که شما مسئولیت یک گروه را به عهده دارید.

در تمامی موارد فوق و مشابه آن، خود را از درون خود آزار می دهد، برای آشنایی بیشتر با علائم وقوع چنین حالاتی و غلبه بر این حس به موارد زیر توجه کنید:

احساس عدم توانایی و عذاب وجدان

از زمان کودکی حس عدم توانایی و افسردگی ناشی از آن در انسان شکل می گیرد و به تدریج مغز و ذهن ما مثل یک اسفنج تمامی اتفاقات و داده های زندگی را در خود نگاه می دارد، در نتیجه بدون آنکه متوجه شویم می بینیم که تمام ابعاد زندگی، عادات و باورهای ما تحت این افکار شکل گرفته است.

به این ترتیب با همان الگو پیش می رویم، در اثر گذشت زمان و تکرار مداوم این عادات و افکار در وجود ما، تغییر پذیری این الگو بسیار مشکل است، درست مثل این است که، اسم خواهر شما مریم است، شما از بچگی این را می دانید و به این اسم او را صدا می زنید، اگر کسی به شما بگوید اسم او مریم نیست، اصلاً برایتان قابل قبول نیست و نمی پذیرید. افکار ما نیز به همین صورت در اعماق ذهن و وجود ما شکل می گیرد.

ایجاد و پیشرفت این عادات و حس عذاب وجدان از زمان کودکی تا به حال، چنان شما را رنج می دهد که به افسردگی های مزمن و نگرانی های ذهنی دچار می شوید، و به تدریج تأثیرات آن بصورت ناتوانی ها و عدم موفقیت در تمام مراحل زندگی نمایان می شود.

شاید باورش سخت باشد ولی پایه و روند زندگی ما در بزرگسالی همان تجربیات، افکار و عادات ذهنی است که در سنین ۲ تا ۵ سالگی در ما شکل گرفته است و منشأ تمامی مشکلات و ناهنجاری های ما از همان سن شروع شده است.

حتماً همگی، این جملات را از کودکی به خاطر دارید؛ “تو باید همیشه اینچنین باشی…، تو هیچ وقت نباید…، تقصیر تو بود که…،”

تأثیرات منفی این جملات در حین سادگی، اینقدر از کودکی ذهن ما را تحت فشار قرار داده است که حتی در همان سنین کم درون ما ریشه دوانده است.

بطور مثال، والدین شما موقع خرید چیزی برایتان می گفتند: “تو فقط کارت شده خرج کردن، هرچقدر پول داشتیم برای تو خرج کردیم!” و در این حالات است که بدون اینکه متوجه باشید از همان دوران، عذاب وجدان و احساس گناه در شما رشد کرده است.

در این راه بهتر است از کودکی با بچه ها از طریق بیان دلیل و منطق برخورد کنیم و آنها را از انجام کاری باز داریم نه با سرزنش و توبیخ.

البته جدای از دوران کودکی، احساس گناه و عذاب وجدان از دوران بزرگسالی نیز ایجاد می شود. شاید برای همه ی شما اتفاق افتاده باشد که در محیط کاری احساس کنید که هیچ کار مفیدی انجام نمی دهید یا در عملکرد خود دچار لغزش شده اید.

خود را در نگاه دیگران بی ارزش می دانید، اگر از همین حالا جلوی پیشرفت این ناهنجاری ها را نگیرید مطمئناً افسردگی و ناامیدی تمام ابعاد زندگی شما را تا آخر عمر فرا میگیرد.

علاج پیش از واقعه!

قبل از ایجاد احساس گناه و عذاب وجدان، عامل آن را پیدا و مانع از شروع آن شوید. به دلیل اینکه بیشتر علل این حالت به خاطر عدم انجام وظایف است، قبل از قبول و تعهد برای انجام کاری، باید کاملا” به نوع و حدود مسئولیت خود واقف باشید تا مطمئن شوید که اگر از عهده ی انجام صحیح آن بر می آیید، این مسئولیت را قبول کنید.

همه شما در زندگی علائم و آثار عذاب وجدان را در صورت، رفتار و روحیه خود تجربه کرده اید، بنابراین اگر هم در ابتدای کار هستید علت آن را بیابید و بکوشید تا این موضوع را همان موقع حل کنید.

در هنگام عذاب وجدان فرقی نمی کند، در مورد چه موضوعی و در کجای مسیر قرار دارید، این جملات را ۵ بار تکرار کنید: “من نهایت تلاش خود را کردم، از همه ی مهارتها و توانایی هایم استفاده کردم، دیگر بیشتر از این در توانم نیست”

با تکرار این جمله، می بینید که چطور به مرور زمان از عذاب وجدان شما کاسته شده و متعاقباً اعتماد و اطمینان به نفس خود را افزایش داده اید.

۱۱ راه ساده برای رهایی از عذاب وجدان

 

راهکار های رهایی از عذاب وجدان

به جای اینکه خودتان را آزار بدهید دست به کار شوید و خطاهایتان را اصلاح کنید. شاید نتوانید به ایده‌آل‌های خود برسید اما حداقل می‌توانید کاری کنید که اوضاع کمی بهتر شود و کمی احساس مفید بودن کنید.

شاید یک عذرخواهی ساده کمک کند تا عذاب وجدانتان کم شود. اگر موجب آزار کسی نشدید حتما خودتان را آزار داده‌اید پس از خودتان دلجویی کنید و خودتان را ببخشید.

درد دل کنید. درد دل کردن و صحبت از ناکامی‌ها و ناراحتی‌ها با یک دوست مطمئن یا یک مشاوره روانشناسی به شما آرامش خواهد داد و کمک می‌کند کمتر افکار منفی آزارتان دهد.

موقعی که مشغول درد دل هستید از دایره انصاف خارج نشوید و مراقب باشید حرف‌هایی نزنید که بعدا عذاب وجدانتان را چند برابر کند. سفر کنید، مسافرت گزینه خوبی برای رهایی از خود درگیری و خود آزاری است.

چیزی که دوست دارید را بخرید و به دیگران ببخشید. وقتی چیزی که برای شما ارزشمند است را به دیگران ببخشید به شما کمک می‌کند تا احساس بهتری بکنید. نذر کردن قرن‌هاست در اغلب فرهنگ‌های کهن وجود داشته و حس امید را در بشر زنده نگه می‌دارد.

مثبت اندیش باشید. به آنچه دارید ببالید و بیشتر به آنها توجه کنید. لازم نیست همیشه نداشته‌ها و خطاهایتان را ببینید. از بیان اشتباهاتتان نترسید.

اعتراف به اشتباه درحضور دیگران عین شجاعت است. اگر فکر می‌کنید لازم است به کسی بگویید که کارتان اشتباه بوده و پشیمانید این کار را انجام بدهید. به واکنش وی هم کاری نداشته باشید این کار را برای خودتان انجام دهید.

خود آزاری نکنید. بعضی ها عادت دارند زمانی که دچار احساس گناه می شوند به جای اینکه به خاطر موقعیت پیش آمده، کاری که کرده اند و یا حرفی که زده اند به طور منطقی فکر کنند، صرفا با شخصی سازی و سرزنش خود، احساس گناه و عذاب وجدان را در خود تقویت می‌کنند.

پیشگیری همیشه بهتر از درمان است. باور کنید اگر کمی فقط کمی قبل از گفتن هر سخن یا انجام هر کاری فکر کنید و حرف هایتان را بسنجید خیلی وقت ها از احساس گناه بعدی رها خواهید شد.

یکی از بزرگترین نعمت‌ هایی که خدا به بشر داده و ما هر روز بابت آن باید شکرگزار باشیم نعمت فراموشی است. دیر یا زود این مشکل را هم فراموش خواهید کرد.

واقعیت این است که همه ما اشتباهاتی داشته‌ایم. قرار بر این است که اشتباهات گذشته ‌مان را بپذیریم و از آن‌ها تجربه کسب کنیم.

 


سی ویژگی کسانی که کتاب نمی خوانند

  • آپدیت
  • دسته بندی : روانشناسی نویسنده : admin تاریخ : پنج شنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۷

سی ویژگی کسانی که کتاب نمی خوانند

کتاب‌خوان‌ها و کتاب‌نخوان‌ها چگونه‌اند و چه تفاوتی با هم دارند؟ کتاب‌نخواندن چه پیامدهایی برای ما در پی دارد؟

سی ویژگی کسانی که کتاب نمی خوانند

 

۱- خیلی راحت تحت تأثیر تبلیغات قرار می گیرند؛
۲- حرف های تکراری می زنند؛
۲- دایره ی واژگان آنها بسیار محدود است؛
۴- خود را نمی شناسند؛
۵- با هیجان و احساس زندگی می کنند؛
۶- بخش استدلالی ذهن آنها تقریباً تعطیل است؛
۷- استعداد پوپولیسم شدن را پیدا می کنند؛
۸- قوای عقلی آنها پرورش نیافته است؛
۹- بر آنچه می گویند خیلی کنترل ندارند؛
۱۰- گوش کردن به دیگران را نمی آموزند؛
۱۱- مستعد پذیرش شایعات هستند؛
۱۲- اهمیت متفاوت بودن انسانها را کشف نمی کنند؛
۱۳- مغز، حالت سولفاته پیدا می کند؛
۱۴- غلظت یادگیری آنها به شدت کاهش می یابد؛
۱۵- فرصت فکر کردن در زندگی را از دست می دهند؛
۱۶ – با واژه “انتقاد” بیگانه اند؛
۱۷- زمینه های تداوم اقتدارگرایی را فراهم می آورند؛
۱۸- حرف های نسنجیده زیاد می زنند؛
۱۹- منافع خود را به خوبی تشخیص نمی دهند؛
۲۰ – با واژه “مشورت” ناآشنا هستند؛
۲۱- حکومت ها را خوشحال می کنند؛
۲۲- باعث می شوند که نظام حزبی در یک کشور شکل نگیرد؛
۲۳- زود عصبانی می شوند؛
۲۴- از حقوق شهروندی خود و دیگران ناآگاه هستند؛
۲۵- برای رشد فکری و شخصیتی، احساس نیاز نمی کنند؛
۲۶- در همه زمینه ها، اظهار نظر می کنند؛
۲۷- راحت بر دیگران القاب می گذارند؛
۲۸- تفاوت بین توهم و غیرتوهم را نمی دانند؛
۲۹- تعریفشان در خصوص زندگی، از غرایز انسانی فراتر نمی رود؛
۳۰- نمی دانند جهل چیست.


راهکار با مرد عصبی در زندگی مشترک

  • آپدیت
  • دسته بندی : روانشناسی نویسنده : admin تاریخ : چهارشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۷

راهکار با مرد عصبی در زندگی مشترک

کنار آمدن با مرد عصبی در زندگی مشترک

بعضی از مردان میباشند که ناخودآگاه زود از کوره درمی روال و عصبانی می‌شوند، امروز برای خانمها راهکار درمورد رفتار با این مردان را داریم.

راهکار با مرد عصبی در زندگی مشترک

ممكن هست همسر عصبانی شما درخانواده اي رشد كرده باشد كه آن گونه رفتارها طبیعی بوده هست و بیان احساسات درونی با چنین راه هاي خشن، بدون دقت به آسیبی كه بشما وارد می‌آید، به نظرش عادی می‌آید. اگر شما در خانه اي با عشق فراوان بزرگ شده اید، بطور قطع توقع محبت بیشتری از شوهرتان دارید و عصبانی شدن او شما رابه میزان فراوانی دلسرد و دلگیر می كند.

 

* به شوهرتان بگویید كه وقتی عصبانی می‌شود، چه میزان شما اذیت میشوید. شاید او از اینكه دارد بشما اذيت میرساند، آگاهی ندارد. اگر او شما را دوست دارد باید تلاش كند تا برای پیشگیري از غمگین شدن شما، عبارات مناسب و لحن متمایزی را یاد بگیرد. در حقایق بعضی از مردها بسیار خودخواهند و از درك دیدگاه هاي شما سرباز می‌زنند. اما دست کم سعی كنید زمانی كه او آرام هست، دراین مورد با او به گفتگو بنشینید.

 

* بیشتر مردان متأهل قادرند تا با احترام سخن بگویند، پس تلاش كنید درمورد آنچه بیش از همه ی شما را اذيت می‌دهد، با او صحبت كنید و از او بخواهید تا بیشتر ملاحظه احساسات شما را بنماید. برای داشتن یك زندگی زناشویی كامیاب، در جهت خوشحال و خشنود كردن یكدیگر تلاش كنید.

 

* در صورتی كه شوهر شما به احساساتتان اهمیتی نمی‌دهد و به صراحت اقرار می كند كه می‌خواهد شما را بیازارد ، ممكن هست خودش هم عمیقاً مصدوم باشد. از او درمورد آنچه كه وی را اذيت می‌دهد سؤال كنید و به او قول دهید این مسئله را طوری تغییر خواهید داد كه دیگر اذیت نشود. بعضی افراد دوست دارند وقتی خودشان آزرده خاطر میشوند، دیگران هم مانند آن ها باشند.

 

* اگر شما باعث آزردگی او شده باشید، ممكن هست او بخواهد كار شما را تلافی كند. بنابر این، درمورد انچه باعث شده تا شما وی را اذیت كنید با او حرف بزنید و سعی كنید تا دیگر با این روش وی را نیازارید.

 

* سعی‌ کنید همواره‌ در خانه‌ ودر برابر شوهر و فرزندانتان‌ نکات‌ مثبت‌ همسرتان‌ را یادآور شوید؛ مثلا همین‌ که‌ مراقب‌ لوازم‌ خانه‌ هست‌ و یا این‌ که‌ایشان‌ به‌ خویشان‌ خود بسیار احترام‌ میگذارد و… این‌ کار سبب‌ خواهد شدنقاط‌ مثبت‌ در ایشان‌ تقویت‌ گردد.

 

* پذیرفتن‌ ریاست‌ شوهر در خانه‌ کار بدی‌ نیست‌ و پذیرفتن‌ ریاست‌ ایشان‌ در خانه‌ ضرری‌ ندارد و از نظر روانی‌ ایشان‌ را فراهم سازی‌ کرده‌ و آرامش‌ رابه‌ خانه‌ باز می‌گرداند.

 

* کارهای‌ بد وی را به‌ خوبی‌ جواب‌ دهید؛ مثلا اگر انسان‌ حرف‌ زشت‌ زدشما یاد خدا بگویید و تصویر‌ العمل‌ نشان‌ ندهید.

 

* از زندگی‌ خود برای‌ اطرافیان‌ چیزی‌ نگویید و سخن‌ دل‌ خودرا تنهابرای‌ خدا بگویید و با گفتگوی‌ با او دل‌ خودرا آرام‌ سازید.

 

* محیط‌ زندگی‌ رابه‌ گونه‌اي‌ در آورید که‌ رغبت‌ همسرتان‌ برای‌ گفتگو بافرزندان‌ بیشتر شود و حتی‌ الامکان‌ از تشنجات‌ و بگومگوها دوری‌ کنید هرچند حق‌ به‌ جانب‌ شما باشد.



تبلیغات متنی